غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
292
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر باز گذاشتن حضرت پادشاه سليمان مكانى بار ديگر سمرقند را بابو الفتح محمد خان شيبانى چون حضرت پادشاه اسلامپناه چند روز ديگر در محنت محاصره مصابرت نمود و معلوم فرمود كه بواسطهء شدت قحط و غلا و عدم وجدان بدل ما بتحلل و غذا سمرقنديان تضييق بسيار دادند و بحسب ضرورت نقش متابعت اعدا بر صحيفهء ضمير مينگارند مصلحت چنان نمود كه چندگاه ديگر با روزگار ستيزهكار در سازد و آن بلده را باز گذاشته علم نهضت بجانب تاشكند برافرازد و در اوايل سنه سبع و تسعمائه در شبى كه از غايت ظلمت آواز راه كاخ صماخ را غلط مىنمود و بجز ديدهء روشنان فلك چشم هيچ پاسبان باز نبود پادشاه عاقبت محمود همعنان خواجه ابو المكارم و بعضى ديگر از اعاظم و قرب صد نفر نوكر سعادتمند از دروازهء سمرقند بيرون رفته روى توجه باندجان آورد و در اثناء راه جهانگير ميرزا كه سعادت ازلى در مفارقت سلطان احمد تنبل و مرافقت پادشاه گردون محل دانسته بود از جانب اندجان رسيده شرف تقبيل انامل برادر بزرگوار دريافت و ارقام آثامش بزلات عفو پادشاه سپهر احتشام از صفحهء ايام محو شده انوار شفقت و عطوفت بر وجنات احوالش تافت و چون پادشاه باستحقاق در ضمان حمايت مالك الملك على الاطلاق نزديك باندجان رسيد بوضوح انجاميد كه بواسطهء وفور عصيان و طغيان سلطان احمد تنبل دخول در آن بلده متصور نيست بنابرآن عنانيكران بجانب تاشكند گردانيد سلطان محمود خان والنجه خان كه اخوان آن مهر سپهر دولت و اقبال بودند مقدم شريفش را باقدام اعزاز و اجلال استقبال نموده در لوازم رافت و ضيافت اهتمام فرمودند و شيبانى خان را كرة بعد اخرى فتح سمرقند ميسر گشته در اكثر بلاد ماوراء النهر رايت استقلال و استبداد بر افراشت و خيال استيصال نهالاقبال امير خسرو شاه و تسخير حصار شادمان و ختلان و بدخشان و قندز و بقلان بر لوح خاطر نگاشت و على التعاقب و التوالى سپاه بيباك اوزبك را بغارت و تاراج آنحدود مامور ميگردانيد و بباد حمله ابطال رجال نيران قتل و اسر افروخته آثار كمال اقتدار بظهور ميرسانيد گفتار در بيان بعضى از حوادث سپهر بوقلمون و درآمدن كابل بحيز تسخير امير محمد مقيم ارغون چون بمقتضاى كلمهء كريمهء ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ) و دوام خاصهء ذات بيچون قادر كن فيكون است و انتقال و ارتحال از دنياء دون لازم وجود محنت فرسود جميع متوطنان ربع مسكون در شهور سنهء سبع و تسعمائه ميرزا الغ بيك بن